تاریخ مبارزه و فداکارى هرملت بى تردید دوران افتخار و عظمت آنان بشمار مى‏رود؛ و آن گاه که این مبارزات و جانفشانى‏ها رنگ خدایى و دفاع از مکتب بخود گرفته و با حلاوت شهادت و ملاحت عرفان و کرامت انسانى آمیخته گردد، عیارى چندان بلند و والا مى‏یابد که تنها با معیارهاى الهى مى‏توان آن را سنجید.

 روشن است چنین گوهر گرانقدرى را باید ارج نهاد، پاس حرمتش را نگاهداشت و آن را از خطر تحریف و انحراف محافظت نمود.

 آرى، آن همه حماسه، فداکارى و افتخار را فراموشى هرگز نباید، و چراغ روشنى‏بخش انقلاب را کاستى  هیچ نشاید.

 تاریخ باید چشم‏انداز زیبا و والاى حماسه هشت سال دفاع مقدس را براى آیندگان به تصویر کشد. نسلها باید بدانند این پدیده سترگ تاریخ اسلام چگونه شکل گرفت و با چه قیمتى به پیروزى رسید.

 قلمها باید بنویسند که در این راه بر ملت بزرگ ماچه گذشت؛ بنویسند که ایران اسلامى قهرمان، یکّه و تنها و با دست خالى در برابر همه روزگار ایستاد. با سلاح خون و شهادت از آرمان بلند خویش دفاع کرد و با سربلندى تمام استکبار را به زانو درآورد.

 و این گونه بود که دنیا در برابر صلابت، عظمت و شهامت ملت ایران اسلامى سرتعظیم فرود آورد و لب به اعتراف و زبان به تحسین و تمجید گشود.

 «هاوارد تیچر» مشاور بخش خاورمیانه‏اى شوراى امنیت ملى امریکا در آن زمان اعلام کرد: «ما تمام آسیب‏پذیریهاى ایران را در خطوط دفاعى‏شان تشخیص دادیم و (عراقى‏ها را) از این نقاط مطلعشان ساختیم. ما مى‏دانستیم که اگر این کار را نمى‏کردیم ارتش ایران تا خود بغداد پیش مى‏رفت...»

 و نیز «آنتونى پارسونز» نماینده وقت انگلستان در سازمان ملل در زمان جنگ تحمیلى اظهار داشت:

 «در شوراى امنیت آن زمان هیچ کس در ذهن خود شک نداشت که عراق دست به یک تهاجم گسترده در عمق خاک ایران زده است... اعضاى شوراى امنیت تا پایان جنگ و در بدیهى‏ترین موارد واکنش عادلانه‏اى نداشتند...»

 و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!


خاک خونین وطن از رزمتان مسرور باد نسل فرداى وطن از عزمتان مغرور باد جملگى در لوح تاریخ زنده‏اید و جاودان نقشتان در لوح تاریخ مانده و ممهور باد

 ساعت 14/15 دقیقه بعدازظهر روز دوشنبه 31 شهریور ماه 1359، سه فروند میگ عراقى به پایگاه یکم شکارى نیروى هوایى ایران در کنار فرودگاه مهرآباد حمله کردند. همزمان با این حمله، ستون‏هاى زرهى ارتش عراق به فرمان صدام حسین از مرزهاى بین‏المللى ایران گذشتند و حملات دهها هواپیماى عراقى به شهرها و مناطق مرزى و غیرنظامى، آغاز شد. ملت ایران ناباورانه شاهد آغاز جنگى بود که به فاصله اندکى از پیروزى انقلاب اسلامى و در یکى از حساس‏ترین شرایط کشور، بر ایران تحمیل شده بود.

 بى‏تردید جنگ عراق علیه ایران، یکى از مهمترین جنگ‏هاى ربع آخر قرن بیستم و حتى مهمترین جنگ پس از جنگ جهانى دوّم و طولانى‏ترین جنگ قرن بشمار مى‏رود. به دلایل گوناگون تاریخى، سیاسى، نظامى و اقتصادى، آثار و پیامدهاى این جنگ تا سالها و حتى قرنها مورد تجزیه و تحلیل آیندگان قرار خواهد گرفت و به مرور، اسناد و اسرار مبهم و پشت پرده آن بر نسل‏هاى فردا آشکار خواهد شد.

 جنگى که عراق علیه ایران آغاز کرد داراى ویژگى‏هاى مهمى است که آن را نسبت به سایر جنگ‏هاى سده اخیر متمایز مى‏کند و اهمیّت پژوهش و بررسى پیرامون آن را دوچندان مى‏گرداند. این جنگ با اقبال عمومى شرق و غرب آغاز شد و سکوت کشورهاىِ با نفوذ در آغاز جنگ، در واکنش به هیچیک از جنگ‏هاى یک قرن اخیر، سابقه نداشت. معمولاً در هر جنگى، بویژه پس از جنگ جهانى دوّم، هر یک از دو ابرقدرت جانب یک طرف مناقشه را مى‏گرفتند و در برابر یکدیگر صف‏آرایى مى‏کردند اما جنگ عراق و ایران از این قاعده مستثنى بود.

 عراق در جنگ از انواع نظرات مشورتى و توصیه‏هاى کارشناسان نظامى غرب بهره‏مند بود. تقریباً هم شرق و هم غرب، انواع تاکتیک‏هاى رزمى جدید و پیشرفته را در عملیات آفندى و پدافندى در اختیار عراق گذاشتند و عراق آنها را در جنگ بکار گرفت. آرایش نظامى ایران، بطور شبانه‏روز عکسبردارى شده و در اختیار عراق قرار مى‏گرفت. از زمانى که ماهواره‏ها کاربرد نظامى پیدا کرده‏اند، این نخستین بارى بود که بطور گسترده از عکس‏هاى ماهواره‏اى براى حمایت از یک طرف جنگ، استفاده مى‏شد. در این جنگ، طیف وسیعى از کشورهاى کوچک و بزرگ در پشت سر عراق قرار داشتند. چنین جبهه‏اى در نیم قرن اخیر پس از جنگ جهانى دوّم نیز سابقه نداشت. از همه مهمتر آنکه عراق، با حمایت نظامى و اقتصادى غرب و شرق به نمایشگاهى از سلاحهاى پیشرفته شوروى سابق، امریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان، برزیل، شیلى، رومانى و یوگسلاوى تبدیل شده بود. بعد از جنگ جهانى دوّم، در هیچ کشورى دو سازمان نظامى تسلیحاتى روسى و امریکایى تواماً دیده نمى‏شد، زیرا هر دو کشور واهمه داشتند که اسرار فن‏آورى نظامى یکدیگر، به دست طرف مقابل بیفتد.

 در یک قرن اخیر سابقه نداشته است که کشورى در جنگ، به اندازه ارتش عراق و بطور گسترده و مکرر از سلاحهاى شیمیایى استفاده کند؛ حتى هیتلر نیز در جنگ جهانى دوّم با چنین وسعتى از سلاح‏هاى شیمیایى استفاده نکرد. نکته مهمتر آنکه سازمان ملل و شوراى امنیت، با وجود این که عراق با صراحت و آشکارا قوانین بین‏المللى را نقض کرده بود، 6 سال و 10 ماه (نزدیک به 7 سال) بطور جانبدارانه از محکومیت متجاوز و پذیرش شرایط اصولى ایران سرباز زد. بدین سبب ایران ناچار شد تا براى مورد توجّه قرارگرفتن شرایطاش، و حصول نتیجه منطقى به جنگ ادامه دهد. با اتخاذ چنین موضعى از سوى جمهورى اسلامى بود که سرانجام شوراى امنیت در قطعنامه 598، آن هم نه به صورت دلخواه، بلکه همراه با اجبار و اکراه برخى از شرایط ایران را ملحوظ کرد. در حالى که شرایط ایران چیزى جز معرفى متجاوز، محاکمه آن و بازگشت به مرزهاى شناخته شده قبلى نبود!

 در مفهوم کلى، این کتاب، بر آن است تا نابرابر بودن جنگ را در شروع، استمرار و پایان آن مورد بررسى قرار داده و نیمه پنهان جنگ را نشان دهد.

 «نیمه پنهان جنگ» به بررسى تحولات سیاسى جنگ عراق و ایران در دوره 8 ساله اختصاص دارد. در کتاب حاضر، نقش امریکا در چهار مقطع زمانى و در چهار فصل تا سال 1365، بررسى شده است. هدف از بررسى، باز کردن زوایاى تاریک و پنهان روابط امریکا و عراق در دوره مشخص شده، مى‏باشد. ملاک تقسیم فصل‏ها به مقاطع تاریخى، رویدادهاى مهمى است که در تحکیم این روابط تأثیر بیشترى داشته است.

 فصل اوّل به دوره تاریخى روابط امریکا و عراق طى سال 1357 تا 31 شهریور 1359 اختصاص دارد. فصل دوّم به دوره تاریخى شروع جنگ در 1359/6/31 تا آزادى خرمشهر در 1361/3/3 محدود مى‏شود. فصل سوّم نیز شامل سیر تحولات دو کشور عراق در امریکا تا برقرارى روابط رسمى سیاسى در 1363/9/5 است. فصل چهارم به بررسى روابط امریکا و عراق تا عملیات فاو و بازتابهاى آن تا نیمه سال 1365 اختصاص دارد.

 هر چهار فصل به بررسى تحولات سیاسى امریکا و عراق در جنگ محدود مى‏شود و بحثهاى مربوط به روابط اقتصادى - نظامى در جلدهاى بعدى تقدیم خوانندگان خواهد شد. در این نوشتار همچنین سعى شده تا ضمن بررسى سیر روابط سیاسى امریکا با عراق در جنگ، سایر تحولات تاریخى جنگ نیز توضیح داده شود تا خواننده بر تحولات مقارن با روابط فوق، اشراف کامل پیدا نماید.

 کوشش ما بر آن بوده است تا براى هر چه غنى‏تر کردن متن، از جدیدترین مقالات، خاطرات و اظهارنظرها تا آخرین لحظه نگارش استفاده شود. در پایان با تشکر از همکارى کلیه دوستان در مراکز مطالعاتى، بر چند نکته تأکید دارم:

 1 - ملت مسلمان ایران در درجه اوّل مسؤولیت جنگ را متوجه شخص صدام حسین مى‏داند و این اقدام تلخ تاریخى را بحساب ملت عراق نخواهد گذارد.

 2 - فرضیه نگارنده در تحقیق آن است که نقش امریکا بعنوان یکى از عوامل تحریک کننده در شروع جنگ، حمایت کننده در مدت جنگ و مداخله‏جویانه در پایان جنگ به نفع عراق و علیه ایران بوده است.

 3 - نگارنده اذعان دارد که مجموعه فعلى با توجّه به منابع محدود و در دسترس، ارائه مى‏شود لذا باید سالها صبر کرد تا اسناد مهم جنگ جمع‏آورى شده و یا راز بسیارى از رویدادها فاش گردد.