سیده زهرا حسینی (زاده ۱۳۴۲)، راوی کتاب دا است که خاطرات شخصی وی با کوشش سیده اعظم حسینی جمع آوری و در قالب این کتاب منتشر شد.

سیده زهرا حسینی به سال ۱۳۴۲ در شهر بندری بصره در جنوب عراق به دنیا آمد. پدر و مادرش پیش از ولادت او در عراق زندگی می‌کردند و از اقوام کرد ایرانی بودند که در سال ۱۳۳۰ از روستای کردنشین زرین آباد دهلران در استان ایلام به شهر بندری بصره در عراق مهاجرت کردند. زهرا فرزند دوم از شش فرزند خانواده بود. پدر وی به علت فعالیت های سیاسی در عراق بازداشت و شکنجه شد و در نتیجه در سال ۱۳۴۷، هنگامی که ۵ سال داشت به همراه خانواده خود به ایران آمدند و در خرمشهر ساکن شدند. پدرش پس از مدت‌ها سرگردانی به عنوان رفتگر به استخدام شهرداری درآمد. زهرا پس از گذراندن کلاس پنجم ترک تحصیل کرد. به دلیل مذهبی بودن خانواده و بالاخص پدرش، وی با اعتقاداتی مذهبی بزرگ شد.


وی به همراه برادرش علی در فعالیت‌های دوران انقلاب و پس از آن شرکت داشت. وی در آغاز جنگ ایران و عراق دختری هفده ساله بود. به دلیل قرار گرفتن در متن جنگ به طرق مختلف از جمله همکاری در کفن و دفن شهدا، امدادگری، زخم‌بندی، حمل مجروحان، تعمیر و آماده‌سازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات فعالیت داشت. خواهر کوچکش در فعالیت‌ها همراه وی بود.

پدر و برادر بزرگش در جنگ به شهادت رسیدند و برادر کوچکترش مجروح شد. خود وی هم در این جریان با اصابت ترکش به دست و نخاعش، در ۲۰ مهر ۱۳۵۹ مجروح شد. وی نمادی از شجاعت و ایثار زنان ایرانی در جنگ تحمیلی است. کتاب سرگذشت و خاطرات وی با نام دا تا کنون به چاپهای متعدد رسیده است. وی دارای چهار فرزند به نام‌های عبدالله، هدی، فاطمه و میناست.

وی در ۳ خرداد ۱۳۹۰ و در سالروز آزادسازی خرمشهر با حضور در مجلس شورای اسلامی خواهان حل مشکلات مردم شهرها و مناطق جنگ زده شد و آن را یکی از مسئولیت های مهم نمایندگان دانست و گفت:«کاری کنید که اگر حمله ای به کشور شد، مردم از دل و جان از این کشور دفاع کنند و اجازه ندهید که مردم در فقر و بیکاری فحشا زندگی کنند.» وی همچنین از بیان مشکلات مردم این مناطق برای مقام رهبری خبر داد. او در سخنان خود در مجلس به وضعیت بد حجابی در شمال شهر تهران انتقاد کرد و گفت:«آیا ما شهید دادیم تا فاحشه ها همه جا را بگیرند و آیا ما شهید دادیم که قاچاقچی ها مواد مخدر در کشور توزیع کنند؟